ترجمه "werk" به فارسی
کار, کار کردن, شغل بهترین ترجمه های "werk" به فارسی هستند.
werk
verb
noun
دستور زبان
-
کار
nounWanneer sy sien hoe dinge uitwerk, weet sy dat Jehovah ons help.
وقتی نتیجهٔ این کار را میبیند، میداند که یَهُوَه به او یاری میکند.
-
کار کردن
verbByna ’n miljard mense het nie voldoende werk nie, hoewel hulle in staat is om te werk.
قریب به یک میلیارد نفر گرچه توانایی کار کردن دارند، لیکن به نحو مفیدی در استخدام نمیباشند.
-
شغل
nounMet vertroue op God het hy werk gesoek.
اَندرو با اعتماد به یَهُوَه در پی شغل دیگری برآمد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " werk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "werk" با ترجمه به فارسی
-
عملیات
-
کار واقعی
-
اثر
-
مددکاری اجتماعی
-
در حال اجرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن