ترجمه "wit" به فارسی
سفید, سِفيد, سپید بهترین ترجمه های "wit" به فارسی هستند.
wit
adjective
دستور زبان
-
سفید
nounDie wit perd, waarvan die ruiter ’n hemelse koning is.
اسب سفید که سوارِ آن، پادشاهی در آسمان است.
-
سِفيد
-
سپید
nounJa, en ek het gesien dat die vrug daarvan wit was, om alle bwitheid te oorskry wat ek nog ooit gesien het.
آری، و من دیدم که میوۀ آن سپید بود، افزونتر از هر سپیدی که من تا بحال دیده بودم.
-
sefid
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wit
-
سفید
adjectiveWit op Swart Hierdie is jou klasieke omgekeerde kleur skema
سفید روی سیاه این طرحوارۀ رنگ معکوس کلاسیک شماست
تصاویر با "wit"
عباراتی شبیه به "wit" با ترجمه به فارسی
-
بلاروس
-
belorusi · berārusi · براروسی · بلروسى · زبان روسی
-
چای سفید
-
بلاروس
-
کوتوله سفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن