ترجمه "woestyn" به فارسی

بیابان, biyâbân, صحرا بهترین ترجمه های "woestyn" به فارسی هستند.

woestyn noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • بیابان

    noun

    Vir ’n dorstige reisiger in ’n woestyn kan ’n droë put heel moontlik die dood beteken.

    چاهی بیآب برای مسافری تشنه در بیابان میتواند به معنای مرگ باشد.

  • biyâbân

  • صحرا

    noun

    Na ’n uitputtende tog van agt dae deur die woestyn het vier van haar kinders in Soedan aangekom.

    بعد از یک سفر خستهکنندهٔ هشتروزه در صحرا به کشور سودان رسیدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " woestyn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Woestyn
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • بیابان

    noun

    Vir ’n dorstige reisiger in ’n woestyn kan ’n droë put heel moontlik die dood beteken.

    چاهی بیآب برای مسافری تشنه در بیابان میتواند به معنای مرگ باشد.

تصاویر با "woestyn"

اضافه کردن

ترجمه های "woestyn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه