ترجمه "avu" به فارسی

جگر, کبد, کبد بهترین ترجمه های "avu" به فارسی هستند.

avu noun دستور زبان

Organ bras eus ar c'horf a vir hag a vetaboleka ar maguzennoù, a zistruj an toksinoù hag a brodu ar vestl. Kas a ra da benn miliadoù a erwezhiadoù vevkimiek.

+ اضافه کردن

برتون-فارسی فرهنگ لغت

  • جگر

    noun
  • کبد

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه با املای جایگزین

Avu
+ اضافه کردن

برتون-فارسی فرهنگ لغت

  • کبد

    noun

    از غدههای بدن است که در فعالیتهای سوختوساز بدن مانند گوارش نقش دارد

تصاویر با "avu"

اضافه کردن

ترجمه های "avu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه