ترجمه "bro" به فارسی

میهن, کشور, سرزمین بهترین ترجمه های "bro" به فارسی هستند.

bro noun feminine دستور زبان

Framm stadel a samm an aotrouniezh uhelañ war un takad douaroniel bennak. [..]

+ اضافه کردن

برتون-فارسی فرهنگ لغت

  • میهن

    noun
  • کشور

    noun
  • سرزمین

    noun

    Bro walarniceland_ regions. kgm

    سرزمین شمال شرقیiceland_ regions. kgm

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه با املای جایگزین

Bro
+ اضافه کردن

برتون-فارسی فرهنگ لغت

  • کشور

    noun

عباراتی شبیه به "bro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه