ترجمه "doue" به فارسی

بغ, خدا, یزدان بهترین ترجمه های "doue" به فارسی هستند.

doue
+ اضافه کردن

برتون-فارسی فرهنگ لغت

  • بغ

    noun
  • خدا

    noun

    Komz a rae gant Doue eus ar c'hleñvedoù a baree.

    با خدا در مورد درد هايي که از بدن بيمارا بيرون کشيده بود کرده بود صحبت ميکرد.

  • یزدان

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه با املای جایگزین

Doue

Uhelvoud ha krouer evel ma vez graet outañ er relijionoù undoueek, er relijion gristen hag er yuzevegezh paneveken.

+ اضافه کردن

برتون-فارسی فرهنگ لغت

  • خدا

    noun

    Komz a rae gant Doue eus ar c'hleñvedoù a baree.

    با خدا در مورد درد هايي که از بدن بيمارا بيرون کشيده بود کرده بود صحبت ميکرد.

  • الله

    noun
  • خداوند

    " Rouantelezh Doue zo e Mab-Den ".

    " قلمرو خداوند درون انساهاست "

عباراتی شبیه به "doue" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "doue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه