ترجمه "marv" به فارسی
مرگ, موت, وفات بهترین ترجمه های "marv" به فارسی هستند.
marv
noun
masculine
دستور زبان
-
مرگ
nounاز گیتی رفتن، از بین رفتن زندگی
-
موت
noun -
وفات
noun -
مرده
adjectiveGuarnere a oa gwallgloazet hag Hoobler'oa marv gant ur gwallzarvoud.
گارنير بشدت مجروح شده بود ، و هوبلر اتفاقي مرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
عباراتی شبیه به "marv" با ترجمه به فارسی
-
اعدام
-
جسد · جنازه · لاش · لاشه · نعش · کالبد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن