Glosbe logo Glosbe
ورود
برتون
فارسی
  • olifant -ed
  • olifanted
  • Oligarkiezh
  • Olimpia
  • Olimpiadenn
  • oliv
  • Oliver Cromwell
  • Olivez
  • oll
  • oman
  • Oman
  • Omar Cʼhayyam
  • omega
  • omikron
  • omladh

ترجمه "oliv" به فارسی

زیتون ترجمه "oliv" به فارسی است.

oliv
+ اضافه کردن ترجمه اضافه کردن oliv

برتون-فارسی فرهنگ لغت

  • زیتون

    noun
    Dbnary: Wiktionary as Linguistic Linked Open Data
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

اضافه کردن مثال اضافه کردن

ترجمه های "oliv" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Glosbe logo Glosbe
با افتخار با ♥ در لهستان ساخته شده است

Tools

  • سازنده فرهنگ لغت
  • ضبط کننده تلفظ
  • ترجمه ها را به صورت دسته ای اضافه کنید
  • نمونه ها را به صورت دسته ای اضافه کنید
  • نویسه گردانی
  • همه لغت نامه‌ها

درباره

  • درباره Glosbe
  • شرکا
  • سیاست حفظ حریم خصوصی
  • شرایط استفاده از خدمات
  • کمک

در تماس باشید

  • Facebook
  • Twitter
  • تماس