ترجمه "soudard" به فارسی
سرباز, سالدات, سرباز بهترین ترجمه های "soudard" به فارسی هستند.
soudard
noun
masculine
دستور زبان
-
سرباز
nounUr sapre soudard out bet, Shifty.
ميدونستم. تو يه سرباز عالي بودي ، شيفتي.
-
سالدات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه با املای جایگزین
Soudard
-
سرباز
nounSoudard Perconte, pleget'peus ho pragoù e-mod ur parachutist?
سرباز پرکانته ، آيا عين يک سرباز شلوارت رو در چکمه ات گذاشتي ؟
اضافه کردن مثال
اضافه کردن