ترجمه "tan" به فارسی

آتش, آذر, âzar بهترین ترجمه های "tan" به فارسی هستند.

tan noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

برتون-فارسی فرهنگ لغت

  • آتش

    noun

    An deiz-se em eus gwelet nerzh-tan spontusañ ma buhez.

    اون روز ، ترسناک ترين نمايش آتش بازي رو در تمام عمرم ديدم.

  • آذر

    noun
  • âzar

  • ترجمه های کمتر

    • åtash
    • آتشسوزی
    • تش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه با املای جایگزین

Tan
+ اضافه کردن

برتون-فارسی فرهنگ لغت

  • آتش

    noun

    An deiz-se em eus gwelet nerzh-tan spontusañ ma buhez.

    اون روز ، ترسناک ترين نمايش آتش بازي رو در تمام عمرم ديدم.

تصاویر با "tan"

عباراتی شبیه به "tan" با ترجمه به فارسی

  • اسلحه گرم · تفنگ · تپانچه · جنگافزار گرم
  • حامل · خودرو · رسانه · ماشین · وسيله نقليه
  • فانوس دريايی · فانوس دریایی
  • آتشسوزی بزرگ لندن
  • فانوس · فانوس دریایی
  • آتشفشان
  • جنگافزار گرم
  • آتشفشان
اضافه کردن

ترجمه های "tan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه