ترجمه "Benzin" به فارسی
بنزین, بنزین بهترین ترجمه های "Benzin" به فارسی هستند.
Benzin
-
بنزین
nounBenzin, požar... Izbrisat ce sve tragove da smo bili ovdje.
بنزین ، آتش اون هر اثری رو از بودن ما در اینجا پاک می کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Benzin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
benzin
-
بنزین
nounDaces mi kljuceve od auta i novac za benzin ili cete se probuditi u bolnici.
تو سوییچ ماشینت و پول برای بنزین هم بهم میدی وگرنه تو بیمارستان بهوش میای.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن