ترجمه "Carstvo" به فارسی
امپراتوری, سلسله, امپراتوری بهترین ترجمه های "Carstvo" به فارسی هستند.
Carstvo
-
امپراتوری
adjective nounکشوری پهناور متشکل از ملیت های مختلف
Ako Britanskog carstva nece pomoci nas u borbi protiv našeg sadašnjeg neprijatelja, možda drugaciji carstvo volje.
اگر امپراتوری بریتانیا به ما در مقابل دشمن مقابلمون کمک نکنه ، شاید یک امپراتوری دیگه اینکارو کنه.
-
سلسله
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Carstvo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
carstvo
-
امپراتوری
adjective nounAko Britanskog carstva nece pomoci nas u borbi protiv našeg sadašnjeg neprijatelja, možda drugaciji carstvo volje.
اگر امپراتوری بریتانیا به ما در مقابل دشمن مقابلمون کمک نکنه ، شاید یک امپراتوری دیگه اینکارو کنه.
عباراتی شبیه به "Carstvo" با ترجمه به فارسی
-
امپراتوری روم شرقی · بیزانس
-
امپراتوری بریتانیا
-
امپراتوری عثمانی
-
امپراتوری مغولی هند
-
هخامنشیان
-
امپراتوری مقدس روم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن