ترجمه "Monitor" به فارسی
نمایشگر, مانیتور بهترین ترجمه های "Monitor" به فارسی هستند.
Monitor
-
نمایشگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Monitor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
monitor
-
مانیتور
vidim ono što on vidi, gleda još monitora, ali trag mi beži.
میتونم هر چی که میبینه رو ببینم ، تصویر اون یکی مانیتور رو
عباراتی شبیه به "Monitor" با ترجمه به فارسی
-
السیدی
-
لامپ پرتو کاتدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن