ترجمه "Opera" به فارسی

اپرا, مرورگر اپرا, اپرا بهترین ترجمه های "Opera" به فارسی هستند.

Opera
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اپرا

    noun

    Možda se ne sjećate al'bili smo zajedno u operaciji Opera.

    قربان يادتونه ، تو عمليات سالن اپرا من همراهتون بودم

  • مرورگر اپرا

    Opera (Internet preglednik)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Opera " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

opera
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اپرا

    noun

    Samo mi se sviđa činjenica da oboje gajimo ljubav prema operi.

    خيلي خوشم اومد که هر دوتامون در عشق به اپرا مشترکيم.

عباراتی شبیه به "Opera" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Opera" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه