ترجمه "Organ" به فارسی
اندام, اندام بهترین ترجمه های "Organ" به فارسی هستند.
Organ
-
اندام
nounCak su pokusali da uzgoje male mini organe u laboratoriju.
حتی سعی کرده اند تا اندام هابی کوچک را در داخل لابراتوار رشد و نمو دهند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Organ " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
organ
-
اندام
nounCak su pokusali da uzgoje male mini organe u laboratoriju.
حتی سعی کرده اند تا اندام هابی کوچک را در داخل لابراتوار رشد و نمو دهند.
عباراتی شبیه به "Organ" با ترجمه به فارسی
-
اندام جنسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن