ترجمه "Proces" به فارسی
فرایند, فرآیند, روند بهترین ترجمه های "Proces" به فارسی هستند.
Proces
-
فرایند
Ona je dio tvog procesa i to poštujem.
بخشی از فرایند تصمیم گیریته و بهش احترام میذارم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Proces " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
proces
-
فرآیند
nounAko dozvolite edukacijskom procesu da se samoorganizuje, radja se ucenje.
اگر شما اجازه دهید که فرآیند آموزش بخو به خود سازمان دهی شود، سپس یادگیری اتفاق میافتد.
-
روند
Nounتناوب انجام کار
Vrlo je isključiv i ne mari za politiki proces.
کاملاً با اراده ست و فقط يک هدف داره و هيچ اهميتي به روندِ سياسي نميده.
عباراتی شبیه به "Proces" با ترجمه به فارسی
-
خروج بصورت آرام
-
فرآیند بیدررو
-
فرآیند شیمیایی
-
فرآیند همحجم
-
درونزاد
-
فرآیند هم دما
-
فرسایش بادی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن