ترجمه "Supa" به فارسی

سوپ, سوپ بهترین ترجمه های "Supa" به فارسی هستند.

Supa
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوپ

    noun

    Vikne: " Supa je na stolu ", i strovali se na kuhinjski pod.

    صدام کرد ، " سوپ روي " ، و يه دفعه پهن شد کف آشپزخونه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Supa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

supa
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوپ

    noun

    Moraš ubiti pile da bi napravila supu, a?

    آره ، مي دونم پس کشتن جوجه ها براي درست کردن سوپ بوده

عباراتی شبیه به "Supa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Supa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه