ترجمه "Svadba" به فارسی
عروسی, عروسی بهترین ترجمه های "Svadba" به فارسی هستند.
Svadba
-
عروسی
nounOn im je bio zarobljenik još od kako su mu ubili kralja na Crvenoj Svadbi.
از زمانی که پادشاهش رو توی عروسی خونین به قتل رسوندن ، اون اسیر اونا بوده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Svadba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
svadba
-
عروسی
nounOduvijek je želio plesati sa svojom kćeri na njenoj svadbi.
میدونی ، اون همیشه میخواست توی عروسی دخترش باهاش برقصه
تصاویر با "Svadba"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن