ترجمه "Top" به فارسی

توپ, رخ, توپ بهترین ترجمه های "Top" به فارسی هستند.

Top
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • توپ

    noun adjective

    Ubijedi ga da nam napravi jače topove od ovih što imamo.

    او را متقاعد کنيد تا توپ هاي قوي تري نسبت به توپ هاي قبلي بسازد.

  • رخ

    noun

    Hermione, ti budi damin top.

    هرميون ، تو جاي رخ طرف وزير وايستا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Top " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

top
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • توپ

    noun adjective

    Ubijedi ga da nam napravi jače topove od ovih što imamo.

    او را متقاعد کنيد تا توپ هاي قوي تري نسبت به توپ هاي قبلي بسازد.

اضافه کردن

ترجمه های "Top" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه