ترجمه "baba" به فارسی

مادربزرگ ترجمه "baba" به فارسی است.

baba
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مادربزرگ

    noun

    Neka crna baba koja plete i sjedi na verandi u Savannah?

    يه مادربزرگ سياهپوست که لب ايوون تو شهر ساوانا بافندگي ميکنه ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "baba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه