ترجمه "baza" به فارسی

باز, پایه, باز بهترین ترجمه های "baza" به فارسی هستند.

baza
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • باز

    adjective verb noun adverb

    Vraćao se u bazu, ali smo ga zadržali radi ispitivanja.

    اون به طرف پايگاهش رانندگي مي کرد اما ما براي باز جويي بازداشت اش کرديم.

  • پایه

    noun

    Postoji mnogo sličnosti između vaše kompanije i Academic Appeal. Samo što vi imate mnogo prefinjeniju bazu potrošača.

    تفاوت زیادی بین شرکت شما وجود دارد دانشگاهی و حرفه ای... تنها پایه مشتری خود را گسترده تر است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Baza
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • باز

    adjective verb noun adverb

    Postoji pesma Baza Larmena " Krema za suncanje. "

    يه آهنگ از باز لاهرمن هست که اسمش کرم ضد آفتاب ــه

  • پایه

    noun adjective

    Postoji mnogo sličnosti između vaše kompanije i Academic Appeal. Samo što vi imate mnogo prefinjeniju bazu potrošača.

    تفاوت زیادی بین شرکت شما وجود دارد دانشگاهی و حرفه ای... تنها پایه مشتری خود را گسترده تر است.

عباراتی شبیه به "baza" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "baza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه