ترجمه "bijela" به فارسی
سِفيد, سفید, سپید بهترین ترجمه های "bijela" به فارسی هستند.
bijela
-
سِفيد
-
سفید
nounKao i moj dragi prijatelj koji je iskrvario na ovom bijelo tepihu.
درست مثل دوست عزیزم که خونش رو تمام این قالی سفید ریخت.
-
سپید
nounDa tražim samo Bijelog labuda, uloga bi bila tvoja
، اگر فقط نقش قوی سپید وجود داشت. اون مالِ تو میشد If I was only casting the White Swan, she' d be yours
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bijela " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bijela
-
سفید
adjectiveBijela Kuća je odobrila sva neophodna sredstva kako bi se ovo razriješilo.
کاخ سفید اجازه ی همه ی اقدامات لازم برای حل این مسئله رو داده.
عباراتی شبیه به "bijela" با ترجمه به فارسی
-
ماده سفید
-
وایت پیپر
-
خرس قطبی
-
sefid
-
سير
-
خرس قطبی
-
کاخ سفید
-
کاخ سفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن