ترجمه "bomba" به فارسی
بمب, قنبره, بمب بهترین ترجمه های "bomba" به فارسی هستند.
bomba
-
بمب
nounOn ga je izgradio da izdrži nuklearnu bombu.
نه, پدرم اينجا رو براي مقاوت در برابر بمب هسته اي ساخته بود.
-
قنبره
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bomba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bomba
-
بمب
nounBomba na brani koja samo što se nije urušila?
یه بمب اونم پشت سدی که داره از هم میپاشه ؟
عباراتی شبیه به "bomba" با ترجمه به فارسی
-
بمب هیدروژنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن