ترجمه "brak" به فارسی

ازدواج, ازدواج بهترین ترجمه های "brak" به فارسی هستند.

brak
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازدواج

    noun

    Njen brat ju je prisilio na ovaj brak i prodao.

    او مجبور به این ازدواج شد و توسط برادرش فروخته شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Brak
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازدواج

    noun

    قراردادی قانونی بین مردم است که باعث بوجود آمدن خویشاوندی میشود

    Brak bogate djevojke uvijek privlači pažnju.

    ازدواج يک دختر ثروتمند هميشه جالب توجهه, البته اگر چيز ديگه اي نباشه

اضافه کردن

ترجمه های "brak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه