ترجمه "brak" به فارسی
ازدواج, ازدواج بهترین ترجمه های "brak" به فارسی هستند.
brak
-
ازدواج
nounNjen brat ju je prisilio na ovaj brak i prodao.
او مجبور به این ازدواج شد و توسط برادرش فروخته شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Brak
-
ازدواج
nounقراردادی قانونی بین مردم است که باعث بوجود آمدن خویشاوندی میشود
Brak bogate djevojke uvijek privlači pažnju.
ازدواج يک دختر ثروتمند هميشه جالب توجهه, البته اگر چيز ديگه اي نباشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن