ترجمه "dijamant" به فارسی
الماس, الماس بهترین ترجمه های "dijamant" به فارسی هستند.
dijamant
-
الماس
nounNisam ni sanjala da ću dodirnuti pravi dijamant.
هيچوقت فکرشو نميکردم بتونم يه الماس اصل رو لمس کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dijamant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dijamant
-
الماس
nounیکی از آلوتروپ های کربن
Dijamanti su dosli iz nerijesene pljacke tokom pobuna'92.
الماس ها از يه پرونده ي حل نشده ي سرقت در جريان آشوب هاي 1992 ميان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن