ترجمه "glava" به فارسی
سر, کله, سَر بهترین ترجمه های "glava" به فارسی هستند.
glava
-
سر
nounA onaj ko je bezgrešan može vas gađati kamenom u glavu.
و اوني که بتونه يه سنگ به سر تو پرت کنه هيچ گناهي نداره.
-
کله
nounIzvini, sinko, ali glava tvog tate ce ubrzo biti na koplju.
شرمنده پسر ، ولي کله پدرت ممکنه به زودي روي يه سرنيزه باشه.
-
سَر
Zmijina glava će biti odsijećena od tijela u pravo vrijeme.
در راه هدفمون ، سَر مار بريده خواهد شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glava " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Glava
-
سر
nounAli, znate, u mom jebenom taksiju si nemojte razbijati glave.
اما مي دونین توی تاکسی لعنتی من سر و کله هم رو نشکونین.
تصاویر با "glava"
عباراتی شبیه به "glava" با ترجمه به فارسی
-
بعد بالایی اسکن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن