ترجمه "grad" به فارسی
شهر, تگرگ, شهرک بهترین ترجمه های "grad" به فارسی هستند.
grad
-
شهر
nounSvaka država u zemlji ima grad koji se zove Springfild.
هر ايالت يه شهر به اسم اسپرينگ فيلد داره.
-
تگرگ
nounOvdje pada grad veliéine loptica za golf.
اينجا تگرگ هايي به اندازه توپ گلف داره ميباره
-
شهرک
nounPostoji mnogo malih gradova u ovoj državi.
شهرک هاي زيادي اين دور و ور است
-
[[شهر]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Grad
Grad (naseljeno mjesto)
-
شهر
nounGrad (naseljeno mjesto)
Grad me gleda kao prijatelja i savjetnika.
شهر به من به چشم يک خيرخواه و مشاور نگاه ميکنه
-
تگرگ
nounOvdje pada grad veliéine loptica za golf.
اينجا تگرگ هايي به اندازه توپ گلف داره ميباره
عباراتی شبیه به "grad" با ترجمه به فارسی
-
شهر بزرگ
-
شهری با چند میلیون جمعیت
-
پایتخت
-
پایتخت
-
واتیکان
-
هوشیمین
-
شهر جهانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن