ترجمه "identitet" به فارسی
شناسه, خود, هویت بهترین ترجمه های "identitet" به فارسی هستند.
identitet
-
شناسه
I želim da obavite provjeru u uporednoj bazi identiteta prije nego pretražite AFIS.
و من برچسب شناسه نقطه مقايسه رو مي خوام قبل از اينكه بفرستينش به سيستم خودكار تشخيص هويت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " identitet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Identitet
-
خود
pronoun nounKlub je strukturiran tako kako bi se zaštitio identitet njenog većinskog dioničara.
باشگاه طوري ساخته شده که هويت سهام داراي عمده اش رو مخفي نگه داره.
-
هویت
Sad, da ovo uspije, Nesmiješ otkriti svoj pravi identitet nikome.
حالا ، به خاطر این کار ، تو نمیتونی هویت واقعی ـت رو به هیچکس بگی.
عباراتی شبیه به "identitet" با ترجمه به فارسی
-
قواعد مشتقگیری
-
هویت جنسی
-
تصدیق کاربری
-
سندیت اساسی
-
شناسه آنلاین
-
تابع همانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن