ترجمه "izmet" به فارسی

گه, ان, مدفوع بهترین ترجمه های "izmet" به فارسی هستند.

izmet
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گه

    noun

    Svega, od telećeg jezika pa do kozijeg izmeta.

    يعني همه چي اين تو هست از زبون گاو تا گه بز

  • ان

    Suffix noun
  • مدفوع

    I da Grudobran smrdi na konjski izmet i kiselo mlijeko.

    گفتی قلمرو پادشاه بوی مدفوع اسب و شیر فاسد میده

  • ترجمه های کمتر

    • پخ
    • پهن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " izmet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Izmet
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدفوع

    I da Grudobran smrdi na konjski izmet i kiselo mlijeko.

    گفتی قلمرو پادشاه بوی مدفوع اسب و شیر فاسد میده

اضافه کردن

ترجمه های "izmet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه