ترجمه "jug" به فارسی

جنوب, نیمروز, جنوب بهترین ترجمه های "jug" به فارسی هستند.

jug
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنوب

    noun

    Nemci dolaze sa istoka, pa idi prema jugu ka Briselu.

    روس ها دارن از سمت شرق ميان ، پس ، از جنوب به طرف بروکسل بريد.

  • نیمروز

    noun
  • [[جنوب]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jug " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Jug
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنوب

    noun

    Trebaće mi hrana ako želim do Juga, a da ne ogladnim.

    اگر بخوام برم به سمت جنوب برای اینکه از گشنگی نمیرم به غذا نیاز دارم.

عباراتی شبیه به "jug" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "jug" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه