ترجمه "kiseonik" به فارسی
اكسيژن, اکسیژن, اکسیژن بهترین ترجمه های "kiseonik" به فارسی هستند.
kiseonik
-
اكسيژن
Ako nema struje, nema ni kiseonika.
اگه برق نباشه ، جريان اكسيژن هم قطع مي شه
-
اکسیژن
nounOmogućio bi nam da joj ubacimo kiseonik u krv...
که بهمون اجازه میده به خونش اکسیژن برسونیم...
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kiseonik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kiseonik
-
اکسیژن
nounیکی از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها، یکی از عنصرهای آلی
Kiseonik u levoj hemisferi je na kriticnom nivou.
اکسیژن اصلی, نیمکره چپ, سطح بحرانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن