ترجمه "larva" به فارسی
لارو, کرم, لارو بهترین ترجمه های "larva" به فارسی هستند.
larva
-
لارو
Niti larve ni jaja nisu opažena u bilo kojem od uzroka njegove stolice.
و آزمايش مدفوع هم تخم يا لارو حشره اي رو نشون نميده
-
کرم
noun properŽabe na ulju, nagojene na larvama oposuma.
قورباغه هاي روغني ، کرم هاي چاق صاريغ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " larva " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Larva
-
لارو
Niti larve ni jaja nisu opažena u bilo kojem od uzroka njegove stolice.
و آزمايش مدفوع هم تخم يا لارو حشره اي رو نشون نميده
عباراتی شبیه به "larva" با ترجمه به فارسی
-
کانال مانش
-
دالایی لاما
-
لاپاز
-
هرم لوور
-
سرود مارسییز
-
کاستیل-لامانچا
-
دالایی لاما
-
آندورا لاولا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن