ترجمه "larva" به فارسی

لارو, کرم, لارو بهترین ترجمه های "larva" به فارسی هستند.

larva
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • لارو

    Niti larve ni jaja nisu opažena u bilo kojem od uzroka njegove stolice.

    و آزمايش مدفوع هم تخم يا لارو حشره اي رو نشون نميده

  • کرم

    noun proper

    Žabe na ulju, nagojene na larvama oposuma.

    قورباغه هاي روغني ، کرم هاي چاق صاريغ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " larva " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Larva
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • لارو

    Niti larve ni jaja nisu opažena u bilo kojem od uzroka njegove stolice.

    و آزمايش مدفوع هم تخم يا لارو حشره اي رو نشون نميده

عباراتی شبیه به "larva" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "larva" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه