ترجمه "magla" به فارسی

مه, meh, مِه بهترین ترجمه های "magla" به فارسی هستند.

magla
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مه

    noun

    Stabla izdišu podzemne vode u atmosferu, kao osvijetljenu maglu.

    درختان آب زمين را در مه استنشاق ميکنند.

  • meh

  • مِه

    Nije pametno ici bilo kamo danas, ne dok je ovako gusta magla.

    رفيق ، با اين همه مِه ، به نظر نمياد کار عاقلانه اي باشه امروز جايي بريم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " magla " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Magla
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مه

    adjective noun proper pronoun

    Magla se razišla na Long Ajlendu i jutros su ih poslali.

    بالاخره تو لانگ آيلند مه فرو نشست و هواپيما امروز صبح تونِس بيارَدشون.

اضافه کردن

ترجمه های "magla" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه