ترجمه "ogledalo" به فارسی

آئینه, آينه, آینه بهترین ترجمه های "ogledalo" به فارسی هستند.

ogledalo
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آئینه

    noun
  • آينه

    Htjela sam ti reći da znam zašto si me poslala kroz ogledalo.

    مي دونم براي چي من رو توي آينه انداختي.

  • آینه

    noun

    Možda krv na ogledalu Spriječiti nešto gore iz događa.

    شاید خون روی آینه مانع شده اتفاق خیلی بدتری بیوفته

  • آیینه

    noun

    Knjiga Moja mama je na svoj kuća s ogledalom.

    کتاب مامانم تو خونتون کنار آیینه هست

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ogledalo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ogledalo
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آینه

    noun

    Možda krv na ogledalu Spriječiti nešto gore iz događa.

    شاید خون روی آینه مانع شده اتفاق خیلی بدتری بیوفته

تصاویر با "ogledalo"

اضافه کردن

ترجمه های "ogledalo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه