ترجمه "otac" به فارسی
پدر, بابا, پدر بهترین ترجمه های "otac" به فارسی هستند.
otac
-
پدر
nounOvaj zgodni stozerni narednik danas je postao otac.
اين سرباز خوش تيپ همين امروز پدر شده.
-
بابا
noun masculineMajka i otac ne vole da se igramo sa obicnom decom.
مامان و بابا خوششون نمياد ما با بچه هاي عادي بازي کنيم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " otac " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Otac
-
پدر
nounعضو درجه یک خانواده و مسئول اول
Otac Joe živi ovdje dobrovoljno sa svojim cimerom.
پدر جوي اينجا داوطلبانه با يك يکي زندگى مي كند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن