ترجمه "ovan" به فارسی

گوسفند, قوچ, میش بهترین ترجمه های "ovan" به فارسی هستند.

ovan masculine
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوسفند

    noun

    Bijeli bubrezi ovna i jarca, pirjani u krasnu umakicu od gljiva.

    گوسفند و بز که در شيره قارچ سرخ شده

  • قوچ

    noun

    koji je uključivao mnogo ovnove krvi

    که در آن از مقادیر زیادی خون قوچ استفاده میشد

  • میش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ovan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ovan

Ovan (znak)

+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برج حمل

  • بره

    noun

تصاویر با "ovan"

عباراتی شبیه به "ovan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ovan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه