ترجمه "planina" به فارسی
کوهستان, کوه, kuh بهترین ترجمه های "planina" به فارسی هستند.
planina
-
کوهستان
nounMorate doći do planine prije zadnjih dana jeseni?
شما باید قبل از آخرین روز پاییز به کوهستان برسید.
-
کوه
nounIma jedna stara vatrogasna karaula blizu vrha planine.
يه برج ديده باني جنگلباني تقريبا بالاي کوه هست.
-
kuh
-
[[کوه]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " planina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "planina"
عباراتی شبیه به "planina" با ترجمه به فارسی
-
رشتهکوه راکی
-
رشتهکوه راکی
-
آبکوه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن