ترجمه "pritisak" به فارسی

فشار ترجمه "pritisak" به فارسی است.

pritisak
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فشار

    noun

    Otkrili su ga tokom testiranja lijeka za krvni pritisak, a tip je imao erekciju cijelo vrijeme tokom testa.

    طي آزمايشهاي داروي فشار خون موفق به پيدا کردنش شدن. مردها کلِ مدت بدجوري راست مي کنن!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pritisak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pritisak" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pritisak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه