ترجمه "proces" به فارسی

فرآیند, روند, فرایند بهترین ترجمه های "proces" به فارسی هستند.

proces
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرآیند

    noun

    Ako dozvolite edukacijskom procesu da se samoorganizuje, radja se ucenje.

    اگر شما اجازه دهید که فرآیند آموزش بخو به خود سازمان دهی شود، سپس یادگیری اتفاق میافتد.

  • روند

    Noun

    تناوب انجام کار

    Vrlo je isključiv i ne mari za politiki proces.

    کاملاً با اراده ست و فقط يک هدف داره و هيچ اهميتي به روندِ سياسي نميده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proces " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Proces
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرایند

    Ona je dio tvog procesa i to poštujem.

    بخشی از فرایند تصمیم گیریته و بهش احترام میذارم.

عباراتی شبیه به "proces" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "proces" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه