ترجمه "pumpa" به فارسی
پمپ, پمپ بهترین ترجمه های "pumpa" به فارسی هستند.
pumpa
-
پمپ
nounTrebali smo nabaviti jednu od onih pumpi za grijanje.
قرار بود يكي از اون پمپ هاي گرمايي بگيريم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pumpa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pumpa
-
پمپ
nounCrni, nabavi adresu Pumpe i proslijedi Jordan.
آدرس پمپ و بگير و به جردن بگو.
عباراتی شبیه به "pumpa" با ترجمه به فارسی
-
پمپ حرارتی
-
پروتون پمپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن