ترجمه "pustinja" به فارسی

بیابان, صحرا, biyâbân بهترین ترجمه های "pustinja" به فارسی هستند.

pustinja
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیابان

    noun

    Planiram se usredotočiti na većinu svjetskog zemljišta koje se pretvara u pustinju.

    به همین دلیل تصمیم گرفتم روی بخش عمده زمینهای زراعی تمركز كنم كه دارند به بیابان تبدیل میشوند.

  • صحرا

    noun

    Fosilna voda također dozvoljava uzgajanje žitarica u pustinji koje proizvode hranu za lokalno stanovništvo.

    همچنين آب فسيلي ميتواند در صحرا محصولاتي بروياند براي تهيه ي غذا براي ساکنين محلي.

  • biyâbân

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pustinja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pustinja
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیابان

    noun

    Planiram se usredotočiti na većinu svjetskog zemljišta koje se pretvara u pustinju.

    به همین دلیل تصمیم گرفتم روی بخش عمده زمینهای زراعی تمركز كنم كه دارند به بیابان تبدیل میشوند.

تصاویر با "pustinja"

اضافه کردن

ترجمه های "pustinja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه