ترجمه "simfonija" به فارسی
سمفونی, سمفونی بهترین ترجمه های "simfonija" به فارسی هستند.
simfonija
-
سمفونی
nounIšli su na simfoniju u Mumbaiju, ali prošle godine mama je rekla da se više ne trude.
رفتن به سمفونی مومبای رو دوست داشتن ولی پارسال مامانم متوجه شد ، الکی وانمود میکنن آهنگ میزنن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " simfonija " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Simfonija
-
سمفونی
nounIšli su na simfoniju u Mumbaiju, ali prošle godine mama je rekla da se više ne trude.
رفتن به سمفونی مومبای رو دوست داشتن ولی پارسال مامانم متوجه شد ، الکی وانمود میکنن آهنگ میزنن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن