ترجمه "sud" به فارسی
دادگاه, دادگاه بهترین ترجمه های "sud" به فارسی هستند.
sud
-
دادگاه
nounKao sto je i dokazalo moje iskustvo jutros na sudu.
مثل همين ماجرايي که امروز توي دادگاه واسم اتفاق افتاد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sud " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sud
-
دادگاه
nounCarrie, ja ću ravno iz ovdje na Circuit Sudu da podnese hitnu žalbu.
کري ، من مستقيما از اينجا به دادگاه منطقه اي ميرم و درخواست استيناف ميکنم.
تصاویر با "sud"
عباراتی شبیه به "sud" با ترجمه به فارسی
-
رگ
-
دیوان بینالمللی دادگستری
-
دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا
-
رگ
-
دیوان دادگستری بینالمللی
-
عقیده
-
رگ لنفی
-
فصل منطقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن