ترجمه "vrat" به فارسی
گردن, گردن بهترین ترجمه های "vrat" به فارسی هستند.
vrat
-
گردن
nounDrugi covek mu je zabio srafciger u vrat.
يه مرد ديگه با پيچ گوشتي گردن اون رو زخمي کرده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vrat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vrat
-
گردن
nounDrugi covek mu je zabio srafciger u vrat.
يه مرد ديگه با پيچ گوشتي گردن اون رو زخمي کرده بود.
عباراتی شبیه به "vrat" با ترجمه به فارسی
-
در
اضافه کردن مثال
اضافه کردن