ترجمه "zadatak" به فارسی
شغل, وظیفه, کار قابل انجام بهترین ترجمه های "zadatak" به فارسی هستند.
zadatak
-
شغل
noun -
وظیفه
nounVelov je bio agent sa zadatkom da je nađe.
" ولوف " ماموری بود که وظیفه داشت اونو پیدا کنه.
-
کار قابل انجام
-
کارها
Ljudi će pričati s tobom svi zajedno, a tvoj zadatak je da ih dobiješ privatno.
همه همزمان باهات صحبت ميکنن و تو بايد کاري کني که خصوصي باهات صحبت کنن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zadatak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "zadatak" با ترجمه به فارسی
-
تخصیص بیش از حد
-
لیست وظایف
-
چهارچوب وظیفه
-
لیست وظایف روزانه
-
خلاصه وظیفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن