ترجمه "zima" به فارسی

زِمِستان, زمستان, زمستان بهترین ترجمه های "zima" به فارسی هستند.

zima feminine
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زِمِستان

  • زمستان

    noun

    Ta zima je bila jako teška i nažalost, Naghmin brat je umro a majka se tešto razboljela.

    در یک زمستان سخت، متاسفانه، برادر نغمه مُرد و مادرش به سختی مریض شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zima " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Zima
+ اضافه کردن

بوسنیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمستان

    noun

    Zima dolazi i nemamo sklonište.

    زمستان داره ميرسه و ما پناهگاه نداريم چرا

تصاویر با "zima"

اضافه کردن

ترجمه های "zima" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه