ترجمه "Abella" به فارسی

زنبور عسل, زنبور, زنبور عسل بهترین ترجمه های "Abella" به فارسی هستند.

Abella proper
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • زنبور عسل

    noun

    els caminets comestibles, llocs que conviden a les abelles, i la història

    آبراهه با گیاهان خوراکی، محوطه زنبور عسل و حکایتِ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Abella " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

abella noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • زنبور

    noun

    la vaig cobrir de resina, i una abella hi va quedar enganxada.

    آن را به صمغ آغشته کردم و یک زنبور در آن گیر افتاد.

  • زنبور عسل

    noun

    els caminets comestibles, llocs que conviden a les abelles, i la història

    آبراهه با گیاهان خوراکی، محوطه زنبور عسل و حکایتِ

  • مگس انگبین

  • منج

    noun

تصاویر با "Abella"

اضافه کردن

ترجمه های "Abella" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه