ترجمه "Coronel" به فارسی
سرهنگ, سرهنگ, نیم تاج بهترین ترجمه های "Coronel" به فارسی هستند.
Coronel
-
سرهنگ
nounافسر ارشد نظامی
En Strayer se n'ha anat a Londres a la boda del Coronel Dobie.
استرير حداقل يه هفته ي ديگه براي عروسي سرهنگ دوبي تو لندن مي مونه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Coronel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
coronel
noun
masculine
دستور زبان
-
سرهنگ
nounLa patrulla del coronel Porter ens ha trobat.
گَشتِ سرهنگ " پورتر " ما رو پيدا کرد.
-
نیم تاج
-
کلنل
No ets de fiar, informa el Coronel que freturem una altra metralladora.
برو به کلنل اداچی گزارش بده که ما به یه تیر بار دیگه احتیاج داریم
عباراتی شبیه به "Coronel" با ترجمه به فارسی
-
سرهنگ دوم · ناخدا دوم
-
سپهبد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن