ترجمه "Coure" به فارسی

مسی, مس, سوزش داشتن بهترین ترجمه های "Coure" به فارسی هستند.

Coure
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • مسی

    Aleshores, els israelites mossegats per les serps miren la serp de coure i es curen.

    و مردمی که گزیده شدهاند به مار مسی نگاه میکنند و دوباره خوب میشوند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Coure " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

coure verb noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • مس

    noun

    element químic amb nombre atòmic 29

    La nostra assignació va ser una ciutat de mines de coure aïllada on no hi havia Testimonis.

    محدودهٔ موعظهٔ ما شهرک معدنچییانی بود که در معدن مس کار میکردند. در آنجا شاهد یَهُوَهای زندگی نمیکرد.

  • سوزش داشتن

    verb
  • پخت

    noun

    Com que va haver de preparar el pa ràpidament, és probable que el cogués sobre pedres calentes (1 Reis 19:6).

    احتمالاً سارا نان را روی سنگی داغ پخت. مطابق با گزارش کتاب مقدّس، او میبایست این نان را برای مهمانان به سرعت آماده میکرد.—۱پادشاهان ۱۹:۶.

  • ترجمه های کمتر

    • پختن
    • پخته

تصاویر با "Coure"

عباراتی شبیه به "Coure" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Coure" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه