ترجمه "Mossul" به فارسی
موصل, موصل بهترین ترجمه های "Mossul" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Marwan II va reunir les forces de Síria, Mossul i Djazira i va avançar lentament i quatre mesos després es va trobar amb els rebels al Gran Zab. ↔ مروان خودش ارتشی را در سوریه، موصل و استان جزیره گرد آورد و به آهستگی پیشروی کرد؛ چهار ماه پس از آن، او با شورشیان در زاب روبرو شد.
Mossul
-
موصل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mossul " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
mossul
-
موصل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "Mossul" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Marwan II va reunir les forces de Síria, Mossul i Djazira i va avançar lentament i quatre mesos després es va trobar amb els rebels al Gran Zab.
مروان خودش ارتشی را در سوریه، موصل و استان جزیره گرد آورد و به آهستگی پیشروی کرد؛ چهار ماه پس از آن، او با شورشیان در زاب روبرو شد.
Mossul també és anomenada al-Faiha (el Paradís), al-Khaḍrah (el Verd) i al-Hadbah (el Gep).
وی پدر شیمازو ناریآکیرا، شیمازو هیسامیتسو و ایکدا ناریتوشی بود.